امام زاده سید سلطان عطاالله (میر سنگین)
اونگران چادر نماز نداشته اش است،شاید بخرد ،آن هم جشن پرتقال امسال.

نظرش̓ اكه در خونه آغا٭ بز تالي تا قطع ببو ریشه ی خشکسالي
تيشهك̕ نازش̕ اكه،كه اور ابو اخونش̓ ك̓روسن پشت جالي
٭اسم قله کوهی در دهکهان
٭امامزاده روستا
سلام علیکم، اتواتُم وی چند بازی محلی دهکهو فی آشناتُون کَنُم.
هَشتا:
* چیزونی که تو بازی باید ببوتت، یوونند: سی تا سِنگ کوچک، گرد هم بِبَهند. یَه زمین صافی تو هم اتُوا بدی. یه بازی شما اَتونی وی دو یا چند نفر بَکنی. اول باید کُره کشی کنی تا بُدونی کِه باید شروع بکن. هرِ کَه، که اولی شروع شِه کِه . باید کُل سنگُ بِریزِ تو دَستی، دِگ
ه باید سِنگو، پَرت کَنه وُر بالا، وی پشت دَست باید بِچا کِشو. هَرچی تو دَستی مُوند. باید سه تا سه تا ای هم شو جدا کَنِ. باید باس خو بِیو گِشته یا کَمترای سه تا وُر زمین نَگیزی، اگه یه کار بِکَنه، سوحته و باید آ یکی دِگه بازی شروع بکنِ. وَلی اگه تونستی هَمَشو سه تا، سه تا بگیز زمین باید آ سِنگو دِگه کِه کوتهند زمین سه تا سه تا سه تا وُر گه ولی یَکی رو زمین هند، آ یکی دگه وی ناخو سِفت رو هما به سِنگ اَدارِ، حَله یه باید یه سنگ هنتو کِه هَسته بایَد ای زیر دَست آدر بیارِ اگه تونستی خو بازی شه بُردِ. دگه اتونِدهپایی وُر پشت یا آ یکی دِگه بِزَنِ. ولی بایَد کاهُم نَزَنِ. دیگه ای سَرنو بازی شروع اَکنند.
آیَه بازی دِگه که اتُواتُم وی شما بگَم اسمی چورنگایه.
چیزُنی کِه اتی اَتواتو دو تا سنگ یا دو تا آجر اگر هم سنگ تو نَبواتونی یَه کلی بِزَنی. دو تا چو تو هَم اَتوا. یه گُز یَکی هَم کوچک. حَلَه یِه دوتا سنگ یَه طوری رو بَه رو هم اَهِری کِه آچو کوچک رو آ وَوُستِ. آ چوگُزِ هم باید دست آیی که بازی شروع اَکَنه بِبو. نَفَر اول باید چو کوچِک وی چوگُزِ وُر دَهَه هوا دِگه بِزَنتی بُرو دور آ یَکی دِگه هُم باید بِچا کَتی، اَگه چا کیشه صد امتیازی هَسته، حَلَه اتونه برو شروع برو شروع بِکنه، ولی اگه نتونستی بِچا کِه هما جایی کِه چو کوچک کوته زمین. باید ای پو سِنگ تا هماتی بشماره تا امتیاز بگیره. آتی که رَسی هَنو اتونه وی چو گزِ بِزنِ وُ سَر چو کوچک. هَنچِکه چو کوچک پری وُر هوا و دِگه دوری بِکنه. ولی اگه نَپَره وُر هوا سوهته و آ باید بازی بکَن.
متاسفانه در مناطق زیادی از جنوب کرمان مثلا کهنوج مرکزی یا دهکهان ما، پدر ومادر ها بویژه تحصیلکرده های آنها اجازه نمی دهند که فرزند تازه به حرف آمده شان به گویش زیبای محلی حرف بزند، بلکه او را وادار کرده که فقط فارسی روان حرف بزند،و در دلیل این کار می گویند :فرزندمان بعد ها در مدرسه که باید فارسی روان حرف بزند دچار مشکل می شود ،این تصور واقعا اشتباهی است ،در صورتی که خود همین پدر ومادر ها درکودکی به گویش محلی حرف زده اند وحالا در صحبت کردن به فارسی روان هیچ مشکلی ندارند،اما بازهم این تصور غلط را در ذهن دارندوصحبت به گویش محلی را عقب افتادگی می دانند.
از عوامل این (خودگریزی فرهنگی) عدم اطلاع والدین است ،آنها فکر می کنند که گویش محلی از زبان فارسی جداست در صورتی که چنین نیست وگویش ها وزبان فارسی ریشه در هم دارند ،حتی جایی از یکی از اساتید زبان وادبیات فارسی شنیدم که می گفت :(من در کلاس درسم از دانشجویانم می خواهم اگر از بنده سوالی دارند و قرار شد که سوالی راجواب بدهند حتما با لهجه وگویش محلی خود صحبت کنند) اگر زبان فارسی ازاین گویش ها ولهجه ها جدا بود آیا یک استاد زبان وادبیات فارسی چنین حرفی را می زد؟ وترس از این است که خدای نا کرده امثال من آخرین کسانی باشند که گویش محلی را به همراه خود دارند و گویش شیرین محلی به فراموشی سپرده شود که این خود خطری برای زبان فارسی نیز هست.
دهکهون به مثل یه نگینین
که بر انگشتری رودبار زمیینن![]()
ای دور ادیری گنبد و مناره ![]()
که نشون ای سرزمین مومنینن![]()