امام زاده سید سلطان عطاالله (میر سنگین)

ابتدای تنگه ی دهکهان که به خاطر وجود آب و مراتع اولین و قدیمی ترین منطقه مسکونی در دهکهان بوده مرقد شریف امامزاده سید سلطان عطاالله قرار دارد که اهالی به آن (میر سنگی) می گویند که به معنی شیخ صاحب کرامت یا امیر بزرگ می باشد،این مرقد شریف را از مدت ها گذشته خانواده های خاصی به صور ت موروثی خدمت گزاری می کنند،این خانواده های خادم که اهالی به آنها (درویش) می گویند در نوبتی ماهانه یا دوماهی یک بار کار خدمتگزاری در این بقعه شریف را دارند ،به نوبت ماهانه هر یک از اینها (ماه چراغ ) می گویند آن هم به این دلیل است که آنها در قدیم  چراغ مرقد را  که  شمع یا پنبه های آغشته به روغن بوده شب جمعه یا شب های خاص دیگر همواره روشن نگه می داشته اند که این سنت هنوز ادامه دارد.

 
 
 
 
 
 
در زیر این مرقد شریف زمانی که بحران آب نبود چشمه های آب زیادی همراه با استخر کوهستانی کاملا طبیعی وجود داشت.
 
 

چه استوار ایستاده ای............

                                  

اخبار

فرماندارمنوجان: نبود پزشک متخصص مهمترین مشکل درمانی این شهرستان است
دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۳

فرماندار منوجان از توابع استان کرمان گفت: نبود پزشک متخصص مهمترین مشکل بخش درمان در این شهرستان است.
"جهانگیر تشکری" دوشنبه به خبرنگار ایرنا گفت: ایجاد انگیزه برای حضور پزشکان متخصص در شهرستان منوجان مستلزم ساخت خانه های سازمانی و واگذاری به آنان است.
وی گفت: مردم منوجان برای دسترسی به پزشکان متخصص مجبورند به مرکز استان کرمان و یا استانهای مجاور مراجعه کنند.
فرماندار منوجان گفت: در این شهرستان هشت مرکز بهداشتی، درمانی روستایی و دو مرکز اورژانس ‪ ۱۱۵‬شهری و بین جاده ای وجود دارد.
تشکری از آزمایشگاه، رادیولژی و زایشگاه به عنوان دیگر امکانات بهداشتی و درمانی شهرستان منوجان نام برد و افزود: ‪ ۱۶‬پزشک به طور ثابت در این مراکز به مردم خدمت رسانی می کنند.
وی گفت: ساختمان مراکز بهداشتی درمانی دهکهان، حسین آباد، عباس آباد، اسلام آباد، ریگ زر ریز و خانه های بهداشت شهرک امام، نهضت آباد و تیاب بین ‪ ۳۰‬تا ‪ ۹۰‬درصد پیشرفت فیزیکی دارند.
وی اضافه کرد: این مراکز جزو مصوبات سفرهای مقام معظم رهبری و رییس جمهور و ستاد راهبردی جنوب استان کرمان هستند.
فرماندار منوجان افزود: ساخت خانه های بهداشت روستاهای گشمیران، توحید آباد و گزهک نیز بدلیل تعلل پیمانکار تاکنون پیشرفتی نداشته است.
وی اضافه کرد: زمین مورد نیاز برای ساخت خانه های بهداشت در روستاهای چغوکی و خالق آباد نیز تامین

کودکان دهکهان

دهکهان این غروب غریب پاییزی توست، یا ترانه مادرانت که کودک به آرامش خفته در بستر شب را شاعر کرده است،ازچشمان سبز کودکت تارسیدن نارنجی پرتقال هزاران امیداست،دفترمشقش دارد بزرگ می شود ،هنوز دارد ترانه باران می خواند،اودارد برای طبیعتت انشا می گوید:دهکهان زیبا است من آن را دوست دارم مسولین شهرکهنوج به آن خیلی توجه نمی کنند و....ومن...

اونگران چادر نماز نداشته اش است،شاید بخرد ،آن هم جشن پرتقال امسال.

 

 

چه حالی داردنان تازه محلی

شعرمحلی

تاای روقبله اوری ابو برابر                 ا َگُو فش ُسختی بوده سر                                                        کوه پر ای پرتوک وسیسک              بهار   ابو    و   هم̓    جاتر
اَگُوش مُو اَخو صدای گوچگ̓            که ﺍ̓ور ا́بو (پشت خونه هاجر)
 اورابو بهار ابو  استون اتا               کسورُن (مه انجیل)٭ابهن بر                                               

نظرش̓ اكه در خونه آغا٭ بز تالي       تا قطع ببو ریشه ی خشکسالي
تيشهك̕ نازش̕ اكه،كه  اور ابو        اخونش̓ ك̓روسن پشت جالي

 

٭اسم قله کوهی در دهکهان 

٭امامزاده روستا

                                                                                               

دگه چتو  اتوا

سلام علیکم، اتواتُم وی چند بازی محلی دهکهو فی آشناتُون کَنُم.

هَشتا:

*  چیزونی که تو بازی باید ببوتت، یوونند: سی تا سِنگ کوچک، گرد هم بِبَهند. یَه زمین صافی تو هم اتُوا بدی. یه بازی شما اَتونی وی دو یا چند نفر بَکنی. اول باید  کُره کشی کنی  تا بُدونی کِه باید شروع بکن. هرِ کَه، که اولی شروع شِه کِه . باید کُل سنگُ بِریزِ تو دَستی، دِگ

ه باید سِنگو، پَرت کَنه وُر بالا، وی پشت دَست باید بِچا کِشو. هَرچی تو دَستی مُوند. باید سه تا سه تا ای هم شو جدا کَنِ. باید باس خو بِیو گِشته یا کَمترای سه تا وُر زمین نَگیزی، اگه یه کار بِکَنه، سوحته و باید آ یکی دِگه  بازی شروع بکنِ. وَلی اگه تونستی هَمَشو سه تا، سه تا بگیز زمین باید آ  سِنگو دِگه کِه کوتهند زمین سه تا سه تا سه تا  وُر گه ولی یَکی رو زمین هند، آ یکی دگه وی ناخو سِفت رو هما به سِنگ اَدارِ، حَله یه باید یه سنگ هنتو کِه هَسته بایَد ای زیر دَست آدر بیارِ اگه تونستی خو بازی شه بُردِ. دگه اتونِ

دهپایی وُر پشت یا آ یکی دِگه بِزَنِ. ولی بایَد کاهُم نَزَنِ. دیگه ای سَرنو بازی شروع اَکنند.

آیَه بازی دِگه که اتُواتُم وی شما بگَم اسمی چورنگایه.

چیزُنی کِه اتی اَتواتو دو تا سنگ یا دو تا آجر اگر هم سنگ تو نَبواتونی یَه کلی بِزَنی. دو تا چو تو هَم اَتوا. یه گُز یَکی هَم کوچک. حَلَه یِه دوتا سنگ یَه طوری رو بَه رو هم اَهِری کِه آچو کوچک رو آ وَوُستِ. آ چوگُزِ هم باید دست آیی که بازی شروع اَکَنه بِبو. نَفَر اول باید چو کوچِک وی چوگُزِ وُر دَهَه هوا دِگه بِزَنتی بُرو دور آ یَکی دِگه هُم باید بِچا کَتی، اَگه چا کیشه صد امتیازی هَسته، حَلَه اتونه برو شروع برو شروع بِکنه، ولی اگه نتونستی بِچا کِه هما جایی کِه چو کوچک کوته زمین. باید ای پو سِنگ تا هماتی بشماره تا امتیاز بگیره. آتی که رَسی هَنو اتونه وی چو گزِ بِزنِ وُ سَر چو کوچک. هَنچِکه چو کوچک پری وُر هوا و دِگه دوری بِکنه. ولی اگه نَپَره وُر هوا سوهته و آ باید بازی بکَن.

گویش مردم دهکهان وپاس داشتن آن

                          اگر از منظر زیباشناسی به گویش اهالی یک منطقه توجه کرد ،شیرینی وزیبایی خاصی رادر خود دارد ، گویش اهالی دهکهان هم از این ویژگی به دور نیست،گویش مردم خونگرم دهکهان اشتراکاتی با گویش کهنوج مرکزی وبندری(بندر عباس) دارد ،اما با آن متفاوت است ،این تفاوت در تلفظ نیست بلکه  در گفتن بعضی لغات وفعل ها می باشد که گویش دهکهان را از گویش مناطق نزدیکش جدا می کند ،حتی در خود دهکهان محله ها کمی متفاوت از هم صحبت می کنند(درحدتلفظ) ،به نمونه به فعل (می آیم) دقت کنید،درجایی از دهکهان به صورت (اتام ) ودر جایی (ایام ) گفته می شود،با دقت در صحبت اهالی روستای دهکهان می توان لغات بلوچی ،هندی ،اردو،انگلیسی وحتی فرانسوی زیادی را در آن یافت ،مثلا لغت فرانسویla pouche  (لپوش)که به معنی دهان است در گویش مردم دهکهان با دوتلفظ(لپوس)،(لپوسک) دیده می شود دلیل اینگونه اشتراکات لغوی شاید مردم بوده اند که برای کار در گذشته به شرکت های تجاری خارجی بندری مثلا بندرعباس می رفته اند بعد ها در برگشت لغاتی را با خود آورده اند شاید هم بر می گردد  به این نظریه زبانشناسان که می گویند:در ابتدا یک زبان واحد وجود داشته بعدها شاخه به شاخه شده زبان های امروزی بوجود آمده و دلیل این اشتراکات نیز همین است.

                          متاسفانه در مناطق زیادی از جنوب کرمان مثلا کهنوج مرکزی یا دهکهان ما، پدر ومادر ها بویژه تحصیلکرده های آنها اجازه نمی دهند که فرزند تازه به حرف آمده شان به گویش زیبای محلی حرف بزند، بلکه او را وادار کرده که فقط فارسی روان حرف بزند،و در دلیل این کار می گویند :فرزندمان بعد ها  در مدرسه که باید فارسی روان حرف بزند دچار مشکل می شود ،این تصور واقعا اشتباهی است ،در صورتی که خود همین پدر ومادر ها درکودکی به گویش محلی حرف زده اند وحالا در صحبت کردن به فارسی روان هیچ مشکلی ندارند،اما بازهم این تصور غلط را در ذهن دارندوصحبت به گویش محلی را عقب افتادگی می دانند.

                       از عوامل این (خودگریزی فرهنگی) عدم اطلاع والدین است ،آنها فکر می کنند که گویش محلی از زبان فارسی جداست در صورتی که چنین نیست وگویش ها وزبان فارسی ریشه در هم دارند ،حتی جایی از یکی از اساتید زبان وادبیات فارسی شنیدم که می گفت :(من در کلاس درسم از دانشجویانم می خواهم اگر از بنده سوالی دارند و قرار شد که سوالی راجواب بدهند حتما با لهجه وگویش محلی خود صحبت کنند) اگر زبان فارسی ازاین گویش ها ولهجه ها جدا بود آیا یک استاد زبان وادبیات فارسی چنین حرفی را می زد؟ وترس از این است که خدای نا کرده امثال من آخرین کسانی باشند که گویش محلی را به همراه خود دارند و گویش شیرین محلی به فراموشی سپرده شود که این خود خطری برای زبان فارسی نیز هست.

 

 

خوش هندی تو وبلاگ دهکهونیون

 دهکهون به مثل یه نگینین  

                               که بر انگشتری رودبار  زمیینن

 ای دور ادیری گنبد و مناره

                              که نشون ای سرزمین مومنینن

هفته نامه رودبار زمین در یکی از شماره های خود که به معرفی وب سایت های جنوب پرداخته بودند.وبلاگ مارا با نویسندگان ومطالبش معرفی کرده بودند دستشان درد نکند مبلغ خوبی برای ما شدند،ناگفته نماند کار مارا هم سخت کردند،خواهی نخواهی نماینده دهکهان در این فضای مجازی شده ایم،باید مرتب بروز باشیم هرچند که من وفرزاد هردومان درس داریم اما کاری است که شروع کرده ایم وتصمیم داریم به صورت هفتگی با عکس، مطلب و... وبلاگ را آنگونه که شایسته دهکهان است مدیریت کرده وشاید خداخواست وشدیم سایت.  

درختان انبه