ماه مهر دهکهان و اولین مدرسه آن
برای ما که حالا بزرگ شده ایم ودل کنده از دوران مدرسه ی روستایمان،مهرماه، حس بازگشت به گذشته یا همان نوستالژی غریبی است .زمانی که باشادی کودکانه ای راه خاکی مدرسه رااز میان باغ ها طی می کردیم وندانسته که در راه آمدن چه به ما می گذشت می رسیدیم مدرسه ،زیبابود همه چیزش هراس از مشق های ننوشته،مهرهای هزار آفرین،غضب معلم و......
جالب است که از اولین مدرسه در روستای دهکهان برایتان بگویم،بعدازآمدن نیروهای نظمیه برای بردن جوانان به اجباری(خدمت سربازی الان) که خیلی از آنها ترس دارندبه دلیل اینکه تا دوسال کسی ازشان خبری نداشت وخیلی هم شاه بخش می شوندیعنی همین معاف امروزی،حدودا دهه چهل سروکله وزارت فرهنگی ها پیدا می شود،برای بنا کردن مدرسه،که اولین کلاس در زیر یک درخت به نام کرت است که امروز هنوزبا غرورخاصی ایستاده بر بالای تپه ای، که زیرآن رودخانه ای است وبرخود می بالد، با اولین معلم به نام آقای( کله کاهی) با حدودسی چهل شاگرد،بعدهادرطرف دیگررودخانه یعنی روبروی همین درخت کرت کمی بالاتربنای خشتی مدرسه رامی سازند،بازدوباره این مدرسه جای خود رابه پاسگاه انتظامی می دهدوکمی پایین تر از پاسگاه مدرسه بنا می شود که امروزبه نام (مدرسه شهید باهنر)شناخته شده است،اماحالااین مدرسه تنها مدرسه نیست، بلکه در هر محله مدرسه ای بناشده.
حالابچه های امروزی دهکهان دارند با مهر، مهری دیگرراآغازمی کننددوباره حکایت دفتر ومشق وقلم و...درس خواندن در روستا با تمام نبودهایش خیلی زیباست،آن هم در روستای دهکهان که طبیعتش خودمدرسه ای است برای ما.














