می گویند:
قدیم ها رسم بود که در روستا هرگاه باران نمی بارید و خشکسالی چهره ی خشن خود را
به مردم دیار کهن نشان می داد، برای بارش باران مردم به فکرچاره بودند بدین گونه که:
حدود پانزده نفر ازاهالی روستا دور هم جمع می شدند، یکی را به
عنوان رئیس خود که به آن «میر» می گفتند بر می گزیدند و روانه ی خانه های روستا می شدند، به
ترتیب میر در تمام خانه هارا می زد، بقیه ی اعضای گروه یلا، یلا می گفتند، صاحب خانه پس از اینکه در
را باز می کرد می گفت: یالا، بفرما.
سپس میر این ترانه را می خواند:
باد مده بارون بده جو به جو کارون بده
ارزن به مسکینون بده جای مسکینون کجا؟
زیر تخت مصطفی مصطفی رو منبر
منبر پیغمبر تاکشم اسب نبی تا دوم پیش علی
ای خدای دو جهان هفت ملک در آسمان....
سپس صاحب منزل آب بر روی میر و گروهش می ریخت و می گفت: گر میش منی بگو بع! و همگی
صدا می زدند بع!
و سپس به حالت یلا یلا به خانه ی بعدی می رفتند. و پس از آنکه تمام خانه ها را در می زدند به مکانی
به اسم خانه ی خدا! (مسجدی کوچک در روستا کنار چاهی به نام چاه کلات در کنار درختی به نام
پوهیل) می رفتند و با پنبه های آغشته به روغن چراغ می سوزاندند(درمعرفی امامزاده،این
رسم چراغ سوزی توسط آقای سجاد عمرانی توضیح داده شده) سپس به روی خاکها غلط می خوردند و
به صورت نمادین سر یکی را که نام میش را بر او می نهادند، می بریدند(قربانی ای در راه خدا) و بلافاصله
به رودخانه می رفتند و خاکریزی به طول دو متر درست می کردند که به آن بند می گفتند سپس هر کدام
به خانه های خود می رفتند و صبح که از خواب بیدار می شدند هیچ اثری از آن خاکریز دومتری نبود و این
قطعاً در اثر طغیان سیل بوده است...
و حالا...
در جمعه ای به یاد ماندنی درست چند ساعت مانده به لحظه تحویل سال نو همه ی مردم روستا
روانه ی زیارت امامزاده شدند:
ابتدا دعای پر فیض ندبه را در آن صبح دل انگیز خواندند


و بعد ان نماز باران


خدایا باران رحمتت را بر ما نازل کن

حاج اقا یعنی باران میبارد امیدوار باشیم! توکل به خدا

ما نیز توکل به خدا داریم!

عجب لحظات پر اظطراب و حساسی! چه پیش میاید
......دو روز گذشت ولی مردم همچنان امید وار بودند
بالاخره انتظار به سر آمد و آسمان از طرف قبله سیاه می شد
باران شروع به باریدن کرد . آن هم چه بارانی!

در وصف ادامه ی گزارش توصیفی زیباتر از اصغر عمرانی که به صورت نظر برامون فرستاده بود نیافتم!
|
سلام . نوروز ميراث فرهنگ برتر باستان نشينان پارسي و عطر خيال انگيز نفسهاي عيدانه بهارنارنج گواراي وجودتان . با جاري شدن نغمه دعاي جوانان پاكيزه نهاد آيه هاي طراوت و رحمت آسمان هم مهربانانه بر الماس سبز رودبار زمين باريدن گرفتند تا باز هم خاطرات روزهاي خوب روستا را به ياد بياوريم و چه دل پذير بود عشوه مستانه ابرهاي مخملين بر فراز قله مه آلود مه انجيل ...... آه .... چه دلنشين نعمتي است باران- ترنم وصف ناپذير يالهاي اطلسي آب - شاباش آسمان بر عروس سبزه هاي ملتهب و سمفوني بي بديل طبيعت ...... الها ....سخاوتت رابه شمارگان قطره هاي طناز بارانت سپاس .....سپاس
دهكهانيان .... بهار و باران به كامتان --- دعا را تا اجابت ظهور عشق استمرار كنيد. |
سلام آقای حاجب، در آخرین جمعه ی سال و در روز عید مردم روستا شاهد حرکتی نمادین و زیبا در محل زیارت امامزاده بودند، شما به عنوان بانی و مدیر این حرکت باشکوه، هدف خود را از برگزاری این مراسم زیبا، مراسم هایی که به ندرت در این روستای بزرگ و متمدن شاهد آن بوده ایم، بیان کنید.

آقای حاجب: بسم الله الرحمن الرحیم، خدا را شاکریم که یک بار دیگر توفیقی نصیب ما شد تا خدمتگزار مردم شریف روستای دهکهان باشیم، برگزاری این مراسم از چند جنبه برای ما حائز اهمیت بود. در ابتدا همانطور که عرض کردید، در این روستای بزرگ و این جمعیت قابل ملاحظه، خیلی کم فرصتی پیش می آمد تا مردم در چنین برنامه هایی حضور یابند، و به این امید که با برگزاری این گونه مراسم ما بتوانیم دوباره مثل دوران قدیم مردم را در کنار همدیگر جمع کنیم تا با اتحاد و برادری کامل بتوانیم مشکلات روستایمان را حل کنیم. هدف دیگری که از برگزاری این مراسم انتظار می رفت، دعا کردن برای بارش باران بود، خاتمی باشد بر این خشکسالی طولانی، در ضمن دعوت از مسئولین بخش و شهرستان برای بازدید از امکانات امامزاده، هدف دیگر ما بود.
سوال:آیا از نحوه ی برگزاری برنامه راضی بودید؟
آقای حاجب: برنامه به خوبی و با کیفیت عالی برگزار شد علی رغم اینکه این اولین برنامه این مراسم سالانه بود جمعیت نسبتاً خوبی از این مراسم استقبال کردند هر چند که انتظار جمعیت بیشتری را داشتیم. به خصوص مسئولین روستا مثل شوراها و دهیارها که اگر در این مراسم شرکت می کردند، چیزی از هیبت و جلال آنها کم نمی شد. با این حال جا دارد که از حضور افراد مسن و دوستان فرهنگی خانواده های محترم شهیدان، جانبازان وآزادگان، قدردانی و تشکر کنیم.
در هر صورت این اولین مراسم ما بود و امیدواریم که در سالهای بعد در همین روز یعنی آخرین جمعه ی سال، شاهد مراسم باشکوهتری باشیم.
سوال: آیا برنامه یا هدف دیگری برای روستای دهکهان دارید.
بله، ما هم اکنون در حال ساخت مسجد جامع بزرگی در وسط روستا هستیم و تابستان آینده ساخت این مسجد به پایان می رسد، یکی دیگر از برنامه های ما برگزاری کلاس های تقویتی در تابستان امسال است. این کلاسها در رشته های مختلف برگزار می گردد و سعی می کنیم از معلمین جدید بومی استفاده کنیم.
سوال: به ساخت مسجد اشاره کردید اگر امکان دارد بیشتر توضیح دهید؟
مجری کار بسیج سازندگی ناحیه دانشجویی استان کرمان است وبخش عمده ای از بودجه ی ساخت این مسجد، توسط سازمان اوقاف و امور خیرین استان، استانداری، فرمانداری منوجان و بخشداری آسپینون تأمین می گردد، هدف از پروژه، ساخت یک مسجد جامع برای تمام روستا و مرکزیت بخشیدن و هدفمند کردن برنامه های فرهنگی ومذهبی می باشد. تمام مراسم ها و جشن های مذهبی در این مسجد برگزار می شود، علاوه بر این نماز جمعه نیز دراین مسجد خوانده می شود. در ضمن همه ی مردم روستا می توانند مراسم ها و برنامه های فرهنگی خود را در این مسجد برگزار کنند.
وبلاگ بهشت، رز: به هر حال آقای حاجب مردم روستای دهکهان به داشتن فرد فعال و دلسوزی مانند شما، افتخار می کند و امیدواریم خداوند همیشه پشتیبان و یاور شما باشد در پایان اگر حرف خاصی دارید بفرمائید.
آقای حاجب: در ابتدا خدا را شاکرم که دعای مردم شریف و پاکدل روستای دهکهان را مستجاب کرد و باران رحمتش را بر زمینهای خشک ما نازل کرد، تا همه روسفید شویم. و در پایان از تمامی عزیزانی که ما را در هر چه باشکوهتر برگزار شدن برنامه ی نماز باران یاری دادند، تشکر می کنم ضمن اینکه تشکر ویژه ای از حاج آقا امیری نماینده ی محترم مردم در مجلس شورای اسلامی، از برادران مداح خواجه و احسان امیری، حاج آقا سالاری امام جمعه ی موقت منوجان، آقای سراجی بخشدار آسمینون همچنین وحید شجاعی پور رئیس هیأت منتظران ظهور روستا، آقای خدابخش حاجی و دوست عزیز هادی یوسف زاده عکاس و خبرنگار نشریه ی رودبار زمین نهایت تشکر و قدردانی را داریم. در ضمن CD مراسم بعد از آماده شدن به دست تمام عزیزان شرکت کننده می رسد.