تبليغاتX
...اینـجا دهــــکهان بهشت رودبارزمین

...اینـجا دهــــکهان بهشت رودبارزمین
 
پيوندهای روزانه

قبل از عید ویژه نامه یکی از هفته نامه های جنوب را مطالعه می کردم که در آن مدیریت شهری یک شهرستان که اتفاقا" کارنامه زیاد جالبی هم ندارد  را درحد یک اسطوره وقهرمان بزرگ کرده بود .براستی  وظیفه رسانه دراین منطقه محروم چیست؟

رسانه‌ آن هم از نوع مکتوب یک مبلغ است.یک ناشر اندیشه ،یک نشان دهنده راه درست ،رسانه درجنوب باید  مبلغ دردها و گرفتاری های مردم باشد نه اینکه آماده باشند تا صاحب منصبان  شهرستان  سرفه كنند و یا عطسه‌ای فرمایش بفرمایند با آب و تاب منعكس کنند.

 همیشه در این فكر بودم كه چرا چنین می‌شود و چرا تملق و چاپلوسی و مجیزگوئی در بعضی از رسانه ها  رونق دارد؛ عده‌ای مدیر را ستایش می‌كنند. عده‌ای در بند نماینده مجلس اند، عده‌ای اسیر دست پیمانكاران و پروژه‌داران بزرگ‌اند و عده ای کرنشگر خواص، چرا؟

 به گمان من بقای این رسانه‌ها و حیات اجتماعی و اقتصادی آنها به اخم و تخم و پول این جماعت و لوح های تقدیر و تشکر است وگرنه چگونه اهالی رسانه به خود اجازه می‌دهند در حالی كه رشد و توسعه مدیریت شهری در سرگشتگی، آوارگی و بی برنامگی است و طرح و سند و نقشه‌ای برای اكنون و آینده وجود ندارد، مجیزگوی چرخه مدیریت و خواص باشندبراستی وقتی ساختن یک پل نه چندان مهم را آنچنان بزرگ  وسازنده را مرد بزرگ می نامند که گویی تونلی شبیه رسالت یا توجید تهران ساخته اند  چه توقعی از این رسانه می توان داشت؟

 مگر رسانه وكیل افكار عمومی نیست؟

مگر نقش واسطه میان مردم و مدیران را ایفا نمی نماید؟

پس چرا هیچ نمی‌گوید؟

وقتی می‌بینیم رسانه‌های منطقه  درباره تخلف و نا کار آمدی مدیران مطلبی نمی‌نویسند اما عطسه و سرفة یك مدیر نالایق را به تیتر نخست و عكس یك رسانه‌ تبدیل می‌كنند، عرق شرم بر پیشانی‌ام می‌نشیند

 وقتی میبینیم كه به خاطر فقدان لیاقت و خلاقیت و ابتكار و برنامه، محصول گوجه وپیاز کشاورز که همان سرمایه اوست نابود می شود واز کشاورز فقط آهی می ماند وبدهی چند میلیونی  و مدیر آن حوزه کماکان مدیریت می کند، سوال پیچ نمی شود و عزل نمی گردد اما رسانه‌های مدعی سكوت پیشه می‌كنند غصه‌ام می‌شود.

 وقتی می‌بینم برای چندین میلیون مسافر ورودی به منطقه زیرساخت‌ها آماده نیست ببخشید! نه تنها آماده نیست بلکه امکانات در سطح مضحکی است و كسی از بین رسانه‌ها بر این همه ناكارآمدی مدیران مقصر نمی‌آشوبد ولی به مجیزگویی آنها می‌پردازد....

 از جوانان بیكار دیارم خجالت می‌كشم، وقتی می بینم برای تحقق دغدغه های مردم جهت بهره برداری از منابع خدادادی شهرستان در اشتغال پایدار اراده ای وجود ندارد و برای عملیاتی کردن  آن حدت و شدتی بخرج نمی دهند افسوس می خورم.

متاسفانه سفارش نویسی جای خود را  به اجتماعی نویسی داده است. عملکرد آنان همانند كاركنان یك بنگاه اقتصادی است و این از آثار مخرب و زیانبار نویسندگی بویژه نویسندگی رسانه ای محسوب می گردد و بنوعی چیرگی آنها بر آزادگی قلم در این منطقه  تلقی می گردد.

دوست خبرنگاری برای مصاحبه با مدیر یکی از ادارات شهرستانهای جنوبی به آن اداره آمده بود هرچقدرمدیر بنده خدا توضیح میداد که عملکرد این حوزه توسط اداراه کل گزارش می شود آن خبرنگار قانع نمی شد.برای حس کنجکاوی سوالات را از خبرنگار گرفتم ومطالعه نمودم حدس می زنید سوالات در چه زمینه ای بودند؟

یک حرف دل؟

یک خاطره؟

آخرین باری که سفر رفتید؟

واقعا" یاد مصاحبه روزنامه های زرد با بازیگران وورزشکاران افتادم.

با خودم گفتم وقتی رسانه های ما بدنبال خاطرات ونوع غذای مورد علاقه مدیرند دیگر باید فاتحه روحیه پرسشگری را خواند.

جالب تر آنجا بود که خبرنگار محترم مدیر را تهدید به گزارش به مافوق آنهم به دلیل عدم انجام مصاحبه وپرداخت حق التحریرمی کرد.

پرسشگری حق شهروندان وپرسیدن کار رسانه است .بیایید رسم پرسیدن وپیگیری را نهادینه کنیم  .درد مردم را بنویسیم نه خاطرات مدیران را .بیایید طرحی نو دراندازیم

از همین حالا از همین امروز ...

 

 

[ شنبه 1391/02/16 ] [ 18:23 ] [ عبدالمطلب پهلوانی دهکهان ]
                                       خبری از ساعت وثانیه تحویل نبود ولی حساب کاردستشان بود که چه وقت روز اول بهارگه است.رخت نو هم کسی که داشت خوش به حالش،ندارش هم با رخت همیشگی ولی تمیزش سر می کرد،غذای نوروزی هم همین بود هرکس به وسعش وخیراتی برای اموات.گاو و گوسفندها هم توی مراتع خوش چرا،با پیشانی های آغشته به گلک سر مست می چریدند،گلک هم خاک سرخی بود که هر نوروز برای خوش یمنی و شیردهی به سر گاو و گوسفندها می زدند.

بچه ها  هم ترانه خوان که:

نوروز نوباد آمده              بلبل به فریاد آمده

مادر بده نوروزی ام          خواهر بکن جانسوزی ام...

تا شاید خوردنی به عنوان نوروزی یا عیدی بگیرند.

گاهی هم نامه ای که از آشنایی می رسید اینگونه:

                            " هوالحبیب"

    قربانت حضور مبارکت بشوم نمی خواهم خاطر عزیزتان را مکدر کنم

ولی دل آشوب ودلتنگ همه تان هستم حالا چگونه غربت این یکسال سر شد خدا می داند

هرچند که شما مرحمت می فرمایید وزود به زود قلم می زنید ولی به دلیل بعد مسافت دیر می رسد

علی اقاعده بازهم مرقومه بفرستید وخصوص خبر از نوروزی بدهید که ما سخت دل تنگیم اهل خانه را

هم سلام برسانید

                                                                                                     غلام جانثار...

و بهارگه یا روز اول فروردین همین بود و همین.

 

[ شنبه 1390/12/27 ] [ 9:42 ] [ س.ع ]

همواره یکی از مهم ترین نیازمندیهای اقتصادی مردم اشتغال بوده است. داشتن شغل شرافتمندانه و پایدار، خواهشی بیجا نیست  بلکه حق شهروندی است.درمنطقه جنوب استان پهناور کرمان وبخصوص 5شهرستان جنوبی با توجه به اینکه شغل اکثر مردم منطقه کشاورزی ودامداری بوده وخشکسالی های یک دهه اخیر بی رحمانه زندگی آنها را نابود کرده کم کم معضل بیکاری چهره زشت خودرا به مردم شریف این منطقه نشان داده است.

که اگر  این  معضل بیکاری بگونه ای حل نشود تبعات اجتماعی واقتصادی جبران ناپذیری دارد.

مردم منطقه از زمین وکشاورزی که شغل نیاکان خود بوده دل بریده اند، ترک دیار کرده وبه آوارگی درجزایرخلیج فارس واستانهای مجاور تن داده اند.

براستی اگر درمنطقه شرایط اشتغال موثر وپایدار فراهم شود جوانان جویای کار وگاه پیران ورشکسته کشاورز راهی غربت می شدند؟

مسئول کیست ؟چه کسی متولی ایجاد اشتغال موثر وپایدار درشهرستانهای محروم جنوب استان است؟

. آیا اشتغال موثر و حقیقی دراین منطقه  پدید آمده است؟

 گاهی برخی از مدیران ارشد استان و کشور، گرمِ سخن درباره کاهش بیکاری می شوند و توجهی به مشاهدات مردم در این باره ندارند. فقر و بسیاری از نابهنجاری ها، ره آورد و ساخته ی بیکاری هستند.

دستاوردهای خود در کاهش بیکاری را بصورت واقعی برای مردم بیان کنید!

براستی آیا در این حوزه، عملکردی پربار و بارور داشته اید؟

باید بدنبال پاسخی برای گشودگی گره بیکاری بود.

مردم این منطقه که همیشه برگنج نشسته و در رنج بوده اند همیشه همراه نظام اسلامی بوده اند.

یادآوری فقر و بیکاری برای ما تلخ است، به «اشتغال واقعی وپایدار  قابل مشاهده ی ملموس نیازمندیم.

 شگفت آنکه روی کاغذ همه چیز مطلوب و آرام است!

در منطقه ای که   بنیه ی سازندگی و زیرساخت های اصلی و اشتغالزا و رفاه آفرین که از همان ابتدا بیش از حد تصور ضعیف بوده، یک جهش عمرانی و فرهنگی را می طلبیده که متأسفانه در بسیاری جهات این دیار دانش پرورومحروم یا به کلی فراموش شده و یا از باران رحمت سازندگی و رفاه که در جای جای کشورمان باریدن گرفته، تا حدودی بی نصیب شده است .محرومیت از حداقل های امکانات رفاهی و فقر اشتغال در منطقه در دو دهه گذشته سیر صعودی داشته و خشکسالی یک دهه اخیر درمنطقه وهمچنین گستردگی روز افزون آن زندگی را برای مردم منطقه با سختی و تنگناهای بسیاری روبرو  نموده است.

اینجاست که در مقایسه با حجم خدماتی که در شهرهای دیگر استان به ویژه شمال استان انجام گرفته، خدمات ارائه شده به شهرستانهای جنوب استان کرمان وبویژه شهرستانهای 5گانه   بسیار ناچیز بوده و از سیل بودجه ای که به بعضی از شهرستان های همین استان سرازیر شده، این عنایت نسبت به مردم جنوب استان  به صورت  قطره چکانی صورت گرفته که هرگز عمق محرومیت این دیار را سیراب نکرده و نخواهد کرد.

نکته باریک تر از مو این جاست ، در حالیکه  نماینده محترم فعلی  از نزدیکان دولت واز حامیان دولت  در مجلس هستند واکنون فصل تصویب بودجه می باشد  همه امیدها به دست  نماینده محترم مجلس دوخته شده تا شاید در این مقطع زمانی که خدمات دولت در خصوص تصویب طرح های سرنوشت ساز و بی بدیل و به شکل کاملاً بی سابقه ای به اوج خود رسیده است، باچانه زنی وبا صدای بلند سهم وحق واقعی این 5شهرستان را طلب کند تا شاید طلسم بیکاری با ایجاد چند پروژه بزرگ اشتغالزایی  برای همیشه شکسته شده و از چاه محرومیت و مظلومیت بیرون کشیده شود.

 متأسفانه تا کنون که آنچنان که باید این خطه محروم ومظلوم از خرمن خدمات دولت بجز در بخش مسکن  نصیب چندانی که حق آنهاست نبرده است و پس از ماه ها و شاید سال ها دوباره داریم به نقطه اوّل برمی گردیم که روز از نو و روزی از نو، نقطه سر خط!؟!

 

دوستان بزرگوارمسئول :

مستحضرید که تیتانیوم کهنوج ذخایر بی نظیری دارد که با فعال شدن این بخش سایه تلخ بیکاری از سرخیلی از جوانان جنوب استان رخت بر می بندد اما بعد از گذشت 10 الی 15 سال از آغاز مطالعه این طرح هنوز خبری از استخراج واشتغال نیست. وحتی  کسی حاضر نیست چرایی رکود این مجتمع را اعلام کند.

سرزمین پدری ما که از نظر تاریخی و تمدنی بزرگ بوده است اکنون بدلیل معضل بیکاری ونبود اشتغال ومهاجرت مردم کوچک شده.

بنظر شما در دهستان دهکهان وسایر مناطق مشابه چه معجزه ای جهت تامین آب کشاورزی باید رخ دهد؟ طرح ضربتی که بتواند فعلا بحران کم آبی را مهار نماید و از رکود جدی این بخش جلوگیری نماید کدام است؟به طوریقین خشک شدن باقی مانده چاههای کشاورزی این منطقه باعث کوچ مردم این دهستان ویک معضل جدی اجتماعی را سبب می شود .

پس تافرصت باقی است چاره ای اندیشه فرمایید.

 

آیا معضل بیکاری چاره ناپذیر شده است؟

 تا جاییکه بشود باید با مردم شفاف و صادق بود. کمترین انتظار جوانان شغل است و درآمد مناسب.. ناکامی در حل بیکاری، افسردگی جوانان را موجب شده است. خارج از آمارها و درمیان جامعه چه خبراست؟

 از پرده داری پرهیز کنید و به میان جوانان بیکار بروید، گفتن و سخن راندن بدون عمل برای آنان آب و نان نمی شود. برنامه ریزی درست و ارزشمند نیاز است. البته برخی نیز با وام های بانکی بصورت موقت،  سرکاری می روند! امامسئولان عزیز ساختار این منطقه بگونه ای است که با این مسکنها  این بیماری درمان نمی شود.

ما مردمانی بردبار و شکیبا بوده ایم اما اکنون شهرهایمان پُر از بیکاری شده است. بیکاری و فقر، موثرترین یورش به جوانان ماست. آنجا که فقر و بیکاری باشد زندگی و زندگانی، شرمنده و شرمسار انسان ها می شود.

هنگام انتخاب و انتخابات نزدیک است. رفته رفته و اندک اندک، فضای روانی انتخابات مجلس در شهرستانهای جنوبی  گرم می گردد.چه نمایندگانی  می توانند کارگشا و گشایشگر باشند؟.

 کسی که براستی و به درستی، برنامه ای برای اشتغال پایدار داشته باشد.

باید با انتخابی هوشمندانه باعث از کارانداختن این ویروس خطرناک  شویم.

 با نزدیک شدن به انتخابات مجلس، باید بی باکانه اشتغال را فریاد بزنیم و ومطالبه کنیم.

بدون شک هر کس برنامه ای عملی و کارشناسی برای کاستن از مشکلات ما به ویژه بیکاری داشته باشد توسط غالب مردم به مجلس راه می یابد.

بارأی هوشمندانه می توان راه توسعه در شهرستان را پر شتاب و هموار ساخت. رأی دادن، حق و زیور و آرایش شهروندی است. حق تعیین سرنوشت، حقی والا برای هر شهروند است. جوانان ما دلواپس و نگران بیکاری هستند.

بیایید اینبار نیز چون گذشته همگی با هم با مشارکت سیاسی گسترده و فراگیر و با رأی هوشمندانه  بتوانیم نقشی مهم و موثر درتحول دربحث اشتغال جوانان درمنطقه داشته باشیم.انشاء ا...

[ دوشنبه 1390/11/17 ] [ 14:2 ] [ عبدالمطلب پهلوانی دهکهان ]

در روزهایی که گذشت شهرستان کهنوج  شاهد اتفاقی شیرین بود.

بالاخره بعد از مدتها 2طایفه بزرگ  منطقه طعم شیرین صلح وآشتی را چشیدند.

کارقشنگی که باهمت مسئولان قضایی،کشوری وائمه محترم جمعه انجام شدکه جای بسی تقدیر وتشکر دارد.

 اکثرطوایف جنوب استان کرمان  مردمی پاک سرشت و زیبا خو هستند که روحیه قوم گرایی و همدوستی به وضوح در آنها به چشم می خورد.مسلمانانی معتقد ،خیرخواه وبلند طبع که از طرفداران ولایت وهمیشه در تمام صحنه های حساس در وسط میدان حضور دارند.

 خود این حس نوع دوستی باعث خواهد شد که اگر زمانی بین یک یا چند شخص اختلافی به وجود آید   ریش سفیدان و بزرگان ایل و طایفه به رفع آن مشکل خواهند پرداخت و رابطه صلح و دوستی را بین طوایف مورد اختلاف برقرار می سازند.

ساختار قومی و قبیله ای حاکم بر شهرستانهای جنوبی بگونه ای است که با وجود داشتن ویژگیهای بسیار مثبت از علل عمده بروز منازعات خونین در طول زمان در این منطقه بوده است در کنار این خصیصه عمده می توان به بی سوادی یا کم سوادی نسل گذشته ، فقر و بیکاری ، عدم آشنایی به راهکارهای قانونی جهت احقاق حق ، پایین بودن آستانه تحمل مردم اختلافات ملکي و خانوادگی ، ،دفاع از قوم و قبیله و... را به علل شیوع اختلافات در این منطقه اضافه نمود با این تفاسيرتجربه نشان داده است که نزاعهای دسته جمعی معمولاً با عث سلب آسایش و امنيت مردم گردیده و مشکلات فراوانی را برای مسؤلين، مردم و ... بوجود می آورند.

 حال این سؤال مطرح می گردد چه باید کرد تا در آینده شاهدکاهش اینگونه مسائل تلخ  باشیم؟

متاسفانه شیوع منازعات قومی وقتل وخشونت  باعث گردیده که چهره این مردم شریف که در تمامی صحنه های حساس انقلاب اسلامی همانند جنگ تحمیلی و... حضوری پرشکوه داشتند و دارند و خواهند داشت غبار آلود گردد.

 چه تمهيداتي مي بایست اندیشیده شود تا این غبار تاریخی از چهره زیبای مردم این منطقه برداشته شود؟

 اولین پاسخی که به ذهن می رسد این است که همچنانکه ریشه های این ناهنجاریها به مقوله فرهنگ بر می گردد پس باید به سراغ مسايل فرهنگی رفت و راهکارهای فرهنگی اتخاذ کرد .ریشه تعصبات خشک قومی وقبیله ای را خشکاند ، به نقش آموزش و پرورش و مدارس و کلاسهای درس توجه بیشتری نمود به نحوی که از همان بدو آموزش و حتی قبل از آن در مراکز پیش دبستانی معایب اینگونه ناهنجاریهای اجتماعی آموزش داده شود ، روحانیت و قشر فرهنگی و تحصیل کرده دانشگاهي احساس مسئولیت بیشتری نموده و در محافل عمومی ، سخنرانیها و ... مردم را نسبت به عواقب و اثرات سوء و مخرب منازعات وخشونت  در زندگی روز مره شهروندان آگاه نمایند .

آشنا نمودن مردم شهرو روستا باقوانين ومقررات مربوطه و مجازات افرادي که در شروع وادامه جنگهای قبیله ای  نقش اصلي را دارند مي توانند به کاهش منازعات درمنطقه کمک شايان توجهي نمايند.

 ادارات ونهادهاي فرهنگي ونشریات محلی  در اين راستا رسالت بزرگي برعهده دارند ومي توانند از طريق برپایی همايشها وسمينارهاي کم هزينه در مساجد، تکايا و حسينيه هاي موجود در شهرها وروستاهاي منطقه وهمچنین گوشزد  معايب ، مضرات وعواقب ناگوار این منازعات  را براي مردم شريف طوایف  جنوب استان يادآوري نمايند .

 از معضلات مهمی که دراین مسئله باید به آن اشاره نمود سلاحهای گرمی است  که متاسفانه  نگهداری وحمل آن در قبایل و طوایف رواج بسیار داشته و علاوه بر استفاده از آن در در گیری ها و نزاع های جمعی در مجالس شادی و عروسی ها نیز رواج فراوانی داشته است که این خود یکی از مهمترین دلایل تلفات جانی در نزاع های طایفه ای می باشد.

با برخوردها و پیگیری های قانونی در زمینه جمع آوری سلاحهای گرم  می توان یکی از عوامل ابزار کشت و کشتار را در بین افراد درگیر در نزاع کاهش داده و حداقل از آمار مجروحیت و کشتار به وسیله سلاح ها کاست.

یکی از معضلاتی که متأسفانه افراد، نه تنها کسانی که در روستاها و طوایف زندگی می کنند بلکه افراد ساکن در شهر نیز  بخصوص رانندگان با آن مواجه هستند داشتن ابزار چوبی (ارچین) درخودرو و یا منزل است که با شروع کوچکترین درگیری سریعاً بدون هیچ گونه ترس و احساس خطری که شاید عواقب سوءیی داشته باشد از آن استفاده می کنند و این به نوبه خود باعث شدت گرفتن درگیری ها شده و حتی کودکان ما از همان دوران طفولیت با چنین ابزار ناخوشایندی آشنا شده و می تواند در بزرگسالی حتی در نوجوانی و جوانی هم یکی از وسایل دفاعی آنها شود.

با سختگیری و حتی تفتیش وسایل نقلیه، تا عاری از چنین ابزار و آلاتی باشد می تواند در حد خود مؤثر باشد و همچنین برخورد شدید با کسانی که از چنین وسیله ای در معابر عمومی و اماکن استفاده می کنند می تواند از شدت نزاع ها بکاهد.

درجلوگیری از تنشهای قومی وقبیله ای مخصوصا" در پایان دادن به چنداختلاف بزرگ در منطقه قلعه گنج وکهنوج، ائمه جمعه وروحانیت  نشان دادند که چه نقش مهمی می توانند درپایان دادن وحتی جلوگیری از بروز این منازعات داشته باشند واین نشان دهنده ظرفیت بالا وجایگاه مردمی ومهم این قشر از دیرباز تا  کنون در منطقه می باشد که رسالت آنان را مضاعف می نماید.

دوستان وبزرگواران همه ما مسلمان ودین ما دین بخشش وعطوفت ومهروورزی است وبا جنگ وخشونت هیچ میانه ای ندا رد .پس برهمه ما بویژه آنانکه تریبون یا رسانه ای دارند واجب است که برای خشکاندن ریشه این معضل بکوشیم.

امیدواریم که زین پس  سران بزرگوار طوایف ،مردم شریف جنوب استان ومسئولان گرامی تمام تلاش خود را انجام داده تا پرونده منازعات ،اختلافات ودرگیریها برای همیشه در منطقه رودبارزمین بسته شود.

ان شاء ا...

 

 

 

[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 10:26 ] [ عبدالمطلب پهلوانی دهکهان ]

 

بحث استخدام نیروهای دستگاههای اجرایی وچگونگی استخدام افراد در ادارات شهرستانهای جنوبی استان همیشه مورد توجه مردم این منطقه بوده است ازآنجائیکه درچند سال اخیر استخدام افراد  از طریق آزمون ورودی،مصاحبه وگزینش  انجام می گردد حرف وحدیث ها نیز کمتر شده است اما حساسیت ها همچنان دراین بحث وجود دارد

گلایه های مردم این منطقه از استان بویژه شهرستانهای 5گانه  از استخدامهای غیر بومی حکایت درازی دارد .

براستی دلیل عدم موفقیت جوانان کهنوجی،منوجانی ،فاریابی وقلعه گنجی ورودباری  درآزمونهای ورودی دستگاههای دولتی چیست؟

جای سوال است چرا دراستخدام سال 90آموزش وپرورش یکی از شهرستانهای جنوبی  100درصد استخدام غیربومی واز بین داوطلبان شمال استان انجام می گیرد؟

چرا باوجود فارغ التحصیلان بی شمار درمقطع کاردانی وکارشناسی در سالهای اخیر توفیق چندانی درآزمونهای ورودی مقاطع بالاتر نداریم؟

در زیر سعی می کنیم ریشه این مسئله را بررسی نماییم

چند سالی است که در شهرستانهای جنوب استان کرمان  به یُمن فعالیت های شبانه روزی مسئولین محترم ، شهرستانهای جنوب استان بویژه کهنوج در جهت تبدیل شدن به یک قطب بزرگ دانشگاهی گام برداشته  و در جای جای این شهرستانها تابلوهای دانشگاههای  آزاد،پیام نور،علمی کاربردی و... بر افراشته شده است. امروز جمعیت چندهزارنفری دانشجو را با انواع و اقسام رشته ها  و پذیرش های بدون کنکور شاهد می باشیم.

آنچه که در این یادداشت در حد بضاعت پی خواهیم گرفت این است که هدف ازگسترش کمی رشته هایی که اکثرا" در گروه علوم انسانی می باشند چیست؟

بناست  خروجی های  این دانشگاهها چه چیزی باشند؟

چه هدف و فرایندی را جهت استفاده و بهره جوئی موثر از خروجی های این دانشگاهها پایه ریزی نموده ایم؟.

با فرهنگ موجود در جامعه به چه میزان مضرات و مزیت های توسعه ی دانشگاهها در شهرستان را بررسی و مورد ارزیابی قرار داده ایم؟

آیا شاخص و ملاک، مدرک گرایی و ایجاد توقع  و به رخ کشیدن مدرک عالیه و معاف نمودن افراد از شاغل شدن در کارهای بعضا سخت همجون کشاورزی ودامداری وصنعتی  که 80درصد ظرفیت منطقه به مشاغل 2بخش اولی یعنی کشاورزی ودامداری  اختصاص دارد می باشد و یا اینکه برخورداری از یافته های علمی و پژوهشی آنان در راستا با تولید و توسعه در جامعه و ایجاد سر زندگی و نشاط.در این مناطق می باشد؟

در یک نگاه کلی قطعا همه ی اشاره ها به بخش انتهائی سوال همان استفاده از یافته های علمی و پژوهشی در راستا با تولید و توسعه این منطقه محروم خواهد بود. اما در عمل خلاف این امر اثبات و آنچه را که نصیب منطقه  ما شده است و خواهد شد چیزی جز مضرات و سوق دادن تحصیل کردگان جامعه به سمت مشاغل کاذب نخواهد بود.

نمونه عینی این مسئله را بنده از نزدیک دیده وباعث تعجبم گردید .2نفر از جوانان فارغ التحصیل با مدرک کارشناسی در شغل خمیر گیری دریک خبازی وشاگرد بنایی درشهرستان م منوجان مشغول می باشند.قطعا" کارکردن ودرآوردن رزق حلال از امور پسندیده ایست که در دین اسلام بسیار برآن تاکید وهم ردیف با جهاد در راه خدا شمرده شده است ومشاغل ذکر شده نیز کارهای خوبی هستند اما سوال اینجاست دانشجویی که مدرک کارشناسی در رشته ریاضی دارد جایش درخبازی است؟

در این راستا لازم  است پیرامون آنچه که در ذیل خواهد آمد مسئولین بزرگوار قضاوت نمایند و به این پرسش پاسخ دهند.

با نگاهی به آمار فارغ التحصیلان  دانشگاههای سطح شهرستان کهنوج و4شهرستان دیگر  بعضا آمار فارغ التحصیلان بسیار بالا می باشد که این امر قاعدتا" بایدیکی از عوامل اصلی تولید علم محسوب  شود و از طرفی دانشگاه ها بر دادن دانشنامه به دانشجویان در سطح وسیع بر خود می بالند.

بر این باوریم که دانش، زیر بنای تولید  ثروت و توسعه است.

ولیکن این پرسش پیش می آید؛

 پس چرا نتیجه این همه فارغ التحصیل در جایی دیده نمی‌شود؟

چرا باعث تغییر محسوسی در زندگی  شهروندان نمی‌شود؟

چرا رفاه و سطح زندگی  شهروندان ارتقا نمی‌یابد؟

چرا توسعه‌ای را شاهد نیستیم؟ 

دوستان  و مدیران عزیز دانشگاهی و مسئولین محترم، مردم وقتی باور می‌کنند که نتیجه آن را لمس کنند؟

وقتی تبدیل شدن این شهرستانها به قطب بزرگ دانشگاهی دارای اهمیت و نزد مردم با ارزش  و یک کار مثبت تلقی خواهد شد که  این تولید علم  مشکل گشا باشد. ولی متأسفانه با این همه دانش، ما برنامه و هنر به کارگیری علم را نداریم. ما راهکاری برای تولید ثروت از دانش و ایجاد رفاه در جامعه و توسعه دانایی محور نداریم.

متاسفانه نه صنعت شهرستان در سطحی است که بتواند از تخصص و تحقیقات  دانش آموختگان آن استفاده کندونه  دانش فارغ التحصیلان درحدی که کاری صنعتی یا تولیدی انجام دهند واین یک واقعیت تلخ می باشد.

به عبارت بهتر، عدم ‌جذب نخبگان دانشگاهی کشور بعنوان اعضاء هیات علمی وارتقاء سطح علمی دانشگاههای شهرستان  باعث این عقب افتادگی گردیده و همین مسئله سبب شده فارغ التحصیلان این منطقه محروم از استخدام در دستگاهها، ورود به مقاطع بالاتر تحصیلی واجرای طرحهای تولیدی و اشتغال باز بمانند.

آیا تا بحال  از خود پرسیده ایم چند درصد از مقالات وتحقیقات  علمی دانشگاهیان، کاربردی در داخل شهرستان داشته و قابلیت تبدیل به محصول یا فناوری را در شهرستان دارد؟

 سوال اینست که آیا مراکز صنعتی و تولیدی در این شهرستان که موجب شود از پژوهش و تحقیقات فناوری دانشگاه بهره جوئی نماید، وجود دارد؟

 زمانی افزایش دانشگاهها ورشته های دانشگاهی  ارزشمند و فرصت تلقی می شود  که بین تولید دانش و تولید فناوری تعادل وجود داشته باشد. در غیر اینصورت شاهد وضعیتی خواهیم بود که آینده  تبدیل به یک آسیب و تهدید  جدی خواهد شد.

به نظر بنده تنها راه برون رفت از بن بست، پیوند خوردن بدنه ادارات و سازمانها ی شهرستان با واحد های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاهها و مسکوت گذاشتن توسعه کمی دانشگاهها  تا فراهم نمودن زیر ساخت های افزایش کیفی وسطح علمی دانشجویان بومی می باشد.

و سخن آخر اینکه دلسوزان :

 تبدیل شهرستانهای جنوبی  به قطب بزرگ دانشگاهی با چند رایزنی و بده بستان خارج از ضوابط و به تعبیری با یک اقدام سیاسی ممکن و فاقد هزینه ی چندانی می باشد. اما قبول کنیم بار مالی و زمان از دست رفته ی جوانان مظلوم شهرستان با توجه به شهریه های سرسام آور و نداشتن باز خورد مثبت و یدک کشیدن عنوان مهندس، کارشناس و ... به دلیل نبود زمینه ی اشتغال آنان در بخش های دولتی و فقر شهرستان در حوزه های صنعتی و کشاورزی و ... و بعضا کاربردی نبودن بعضی از رشته های موجود در دانشگاههای شهرستان قابل جبران نخواهد بود.

 پس بیاییم آسیب ها را تبدیل به فرصت نموده و با تاکید بر دانائی محوری از خسارات جبران ناپذیر پیشگیری بعمل آوریم و بر فرهنگ غلط مدرک گرائی اصرار نورزیم و با یک اقدام پژوهشی علت فعالیت جمع کثیری از جوانان تحصیل کرده ی شهرستان را در شغل های کاذب و بالا بودن نرخ بیکاری این قشر را مورد بررسی قرار دهیم. شاید نتایج حاصله چراغ راهی جهت ترسیم نقشه راه صحیح و منطقی باشد. انشاءا...

 

 

[ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 20:46 ] [ عبدالمطلب پهلوانی دهکهان ]
معاون فرماندار کهنوج:
دستفروش‌های کهنوج ساماندهی می‌شوند

خبرگزاری فارس: معاون فرماندار کهنوج گفت: به‌زودی دستفروش‌های کهنوج ساماندهی می‌شوند.

خبرگزاری فارس: دستفروش‌های کهنوج ساماندهی می‌شوند

غلامرضا پهلوانی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کهنوج با اشاره به جابه‌جایی محل دستفروش‌های این شهرستان اظهار داشت: بزودی دستفروش‌ها به بازارچه جدید منتقل می‌شوند.
وی افزود: دستفروش‌های کهنوج وضعیت مطلوبی ندارند و هرچه‌ زودتر باید ساماندهی شوند.
پهلوانی تصریح کرد: دستفروشانی که میوه و تره‌بار عرضه می‌کنند به بازارچه احداثی در محل ساختمان حمام سابق شهرداری واقع در سه‌راه قلعه‌گنج منتقل می‌شوند و طبق مقررات شهرداری فعالیت می‌کنند.
وی خاطرنشان کرد: این بازارچه توسط شهرداری احداث شده و دستفروش‌ها باید طی چند روز آینده به این مکان جابه‌جا شوند.
پهلوانی بیان کرد: در این بازارچه مکانی برای ارائه ماهی تازه و مرغ گرم برای شهروندان کهنوجی در نظر گرفته شده است.
وی با بیان اینکه در این طرح جابجایی همه دستفروش‌ها باید به مکان جدید منتقل شوند، عنوان کرد: طبق هماهنگی‌های انجام شده با دستگاه قضایی، نیروی انتظامی و سایر دستگاه‌های مربوطه، با کسانی که قانون‌شکنی کنند به شدت برخورد می‌شود.
معاون فرماندار کهنوج گفت: لازم است دستگاه‌های اجرایی شهرستان، اصناف، بازاریان، دستفروش‌ها و ... در این امر همکاری لازم را انجام دهند.
وی بیان داشت: با این ساماندهی و جابجایی دستفروش‌های بازار کهنوج، بسیاری از مشکلات و معضلات موجود برطرف و شهر چهره‌ای زیبا و منظم به خود می‌گیرد.

[ جمعه 1390/09/25 ] [ 13:51 ] [ ا-موج ]
مستند کتابخانه فاطمه ها در سیزدهمین گرده همایی انجمن های دوستدار کودک سراسر کشور که اوایل آذر ماه امسال در شهر اصفهان برگزار شد، برای اولین بار به نمایش در آمد و مورد استقبال بی نظیر شرکت کنندگان قرار گرفت به طوری که اکثر مخاطبان هرکدام نسخه ای از آن را تهیه کردند.به زودی مستند کتابخانه فاطمه ها از شبکه مستند سیما نیز پخش خواهد شد.این مستند در تابستان گذشته به کارگردانی فرزاد میرشکاری و با فیلمبرداری ابراهیم پورسلمان تهیه شد و در مورد کتابخانه ای کوچک که اولین و تنهاترین کتابخانه روستای دهکهان است و تنها سه عضو دارد که هر سه اسمشان فاطمه است. در  این مستند زندگی یک روز یکی از فاطمه ها به نمایش در آمده که برای تهیه کتاب و لوازم این کتابخانه چه تلاش هایی میکند....

 

کتابخانه فاطمه ها در تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد ونه تاسیس شد.این کتابخانه کوچک در اتاقی گلی با چند تا کتاب بر روی قفسه  و با سه تا عضو فعالیت خود را شروع کرد. اعضای این کتابخانه روزانه پنج ساعت در دو نوبت صبح و عصر در این کتابخانه حاضر میشدند و به جز خواندن کتابها برنامه های جالب دیگری هم برای انجام دادن داشتند
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/17 ] [ 16:22 ] [ فرزاد میرشکاری ]

دم تنگه مکانی بود که قرار را برای صبح زود و راهی شدن به طرف منطقه کوه سرخان گذاشتیم. چهار نفر بودیم به همراه الاغی که وسایل کوهنوردی را بر روی آن بسته بودیم.

قبل از طلوع خورشید همه سر قرار حاضر شدیم و بلافاصله تنگه را از سر گرفتیم. همه گی هوای یک روز کاملا آرام و بدون گوشی و تلویزیون و کلا تکنولوژی به سرمان زده بود. نیم ساعت از  راه را در تنگه طی کردیم تا بلاخره به گدار صعب العبور جاده رسیدیم. الاغ را جلو انداخته بودیم چرا که این راه پر پیچ و خم را به خوبی و بهتر از همه ی ما می شناخت. این الاغ سالها بود که در این فصل برای حمل خرماهای تنها خانواده ای که شنیده بودیم در کوهساران زندگی میکنند ، این راه را رفته بود. با هر زحمتی بود به دنبال الاغ خود را به بالای گدار رساندیم و تازه متوجه شدیم که حداقل سه برابر مسافتی را که برای رسیدن به بالای گدار پشت سر گذاشتیم را از  کوه بایستی پایین برویم تا به تنگه برسیم. گرچه سبزی برگهای سوزنی درخت های نخل از دور به ما امید رفتن را می داد، اما فکر برگشتن از این ارتفاع کمی نا امیدمادن کرده بود .

توقفی کردیم و پس از خوردن صبحانه دوباره بار الاغ را محکم بستیم و از گدار سرازیر شدیم. در مجموع دو ساعت طول کشید تا خود را به مقصدمان در کوه سرخان برساندیم. نامگذاری این روستای کوچک با این عنوان به خاطر وجود کوه بزرگ سرخ رنگی است که در انتهای تنگه واقع شده. این روستا زمانی محل زندگی تعداد زیادی از مردم روستای دهکهان بوده است. وحالا تنها یک خانواده از آن همه، اینجا زندگی میکند. چشمه آب زلالی به همراه تعدادی درخت خرما و گوسفند تنها دلیل زندگی این خانواده در دل این کوه میباشد. خرمایی که معلوم نیست بر روی الاغ ها از این گدار سالم به مغازه برسد یا نه.

این خانواده همچنان به سبک مردم قدیم زندگی میکنند، هنوزشب های جمعه برای مرده های خود چراغ می سوزانند. همچنان از خان ها حرف میزنند. بزرگ این خانواده   درد دل میکرد  و از صعب العبور بودن جاده میگفت و همچنان امید دارد که روزی مسولین مملکت این روستا را بر روی نقشه پیدا کند و برای جاده آن فکری کنند.

[ شنبه 1390/08/07 ] [ 10:57 ] [ فرزاد میرشکاری ]

   حمایت گیری(advocacy) دانشی است که بر پایه آن فرد با روابط عمومی مناسب، توانایی تاثیرگزاری بر صاحبان قدرت برای ایجاد تغیییر در یک پروژه اجرایی به نفع مردم را دارد.در پروژه حمایت گیری هدف همیشه صاحبان قدرت (مثلا مسولین دولتی) هستند و کمک گرفتن از گروهی مردم به نفع گروه دیگر حمایت گیری محسوب نمی شود.به عبارتی دیگر حمایت گیری یعنی رساندن صدای بی بهرگان از قدرت به گوش بهرمندان از قدرت که در آن فرد حمایت گیر با درخواست کردن و توصیه دادن از یک ایده به نفع سایر مردم دفاع میکند. گروه وبلاگ نویسی بهشت رودبار زمین با تکیه بر این دانش توانسته است تاکنون برنامه های فرهنگی متعددی را به نفع مردم روستای دهکهان و بعضا روستاهای دیگر به اجرا در بیاورد .در گزارش زیر تنها به بخشی از این برنامه ها در تابستان امسال اشاره میکنیم.

یک. برگزاری کارگاههای حجاب و عفاف اسلامی

این کارگاها از تاریخ دوم مرداد ماه به مدت سه روز در چهار مسجد: امام جعفر صادق محله نامداران، مسجد صاحب الزمان محله مرکزی، مسجد امیرالمومنین محله بگی و مسجد علی بن ابی طالب واقع در محله پهلوانی ها برگزار شد. سخنران و برگزارکننده ی کارگاهها حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا رضایی از تهران بودند. تعداد شرکت کننده در کارگاهها حدود صد نفر خانم بود.نمایشگاه یک روزه عکس حجاب در دو مسجد مرکزی و نامداران از دیگر برنامه های این کارگاهها بود. ضمنا این کارگاهها با برگزاری اردوی یک روزه به روستای دلفارد جیرفت همراه بود که به علت فرارسیدن ماه مبارک رمضان به بعد از این ماه موکول شد.موسسه خیریه ای در تهران و شهرداری کهنوج از حامیان این برنامه فرهنگی بودند.

دو. طرح مهارت های زندگی2

این طرح که مرحله اول آن، تابستان گذشته در دهکهان اولیا برگزار شد، از طرف اداره کل بهزیستی استان کرمان مرحله دوم آن نیز تابستان امسال در روستا اجرا شد. طرح در قالب کارگاههای آموزشی با حضور بیست و پنج نفرشرکت کننده به مدت یک ماه در مسجد امام جعفر صادق محله نامداران برگزار شد. کارگاهها با حضور ابراهیم پورسلمان و فرزاد میرشکاری برگزار شدند.این کارگاه نیز با اردوی یک روزه برای فراگیران در روستای تفریحی دلفارد همراه بود.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/07/21 ] [ 8:49 ] [ فرزاد میرشکاری ]
سردار شهید شوشتری
دیروز ازهرچه بود گذشتیم ،امروز از هرچه بودیم !:
آنجا پشت خاکریز بودیم واینجا پشت میز !
دیروز دنبال گمنامی بودیم وامروز مواظبیم ناممان گم نشود!
جبهه بوی ایمان می دادواینجا ایمانمان بو می دهد !
الهی بصیرمان باش تابصیر گردیم ،بصیرمان کن تا از مسیربرنگردیم وآزادمان کن تا اسیر نگردیم .
[ چهارشنبه 1390/07/06 ] [ 14:2 ] [ ا-موج ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به تمامی مردم شریف (روستای دهکهان) واقع درجنوب کرمان شهرستان کهنوج می باشد شما عزیزان می توانید برای ثبت مطالب یا عکسهای خود با آدرس الکترونیکی dehkehan@gmail.com
با ما در ارتباط باشید.
گروه وبلاگ نویسان دهکهان
امکانات وب
http://icdlman.persiangig.com/bazkhani%20logo.png